گاهیوقتها شما هر کاری که فکر میکنید میتواند رابطهتان را نجات دهد، انجام میدهید، اما حس میکنید فاصلهتان با طرف مقابل بیشتر میشود. فقط میتوانید برای حفظ رابطه تلاشتان را بیشتر کنید. تمام روابط تا ابد باقی نخواهند ماند. با این حال باز میخواهید مطمئن شوید که آیا وقت آن رسیده که شریکتان را رها کنید یا خیر. اما چطور بفهمیم چه زمانی به یک رابطه پایان دهیم و از آن بیرون برویم؟ در ادامه پاسخ سوالتان را خواهید گرفت.
شک دارید که زمان پایان رابطهتان فرا رسیده یا خیر؟
هر چند گاهی اوقات سخت است به خودمان اجازه انجام چنین کاری را بدهیم، اما دلایل موجه زیادی برای پایان دادن به یک رابطه وجود دارد.
لازم نیست حتما در رابطهتان از پس هر چالشی بر بیایید. اگر در مورد اینکه بفهمید چه زمانی باید از یک رابطه دست بکشید تردید دارید، پس احتمالا قبلا تمام تلاشتان را برای حفظ رابطه کردهاید.
با همه اینها، حتی صمیمیترین زوجها میتوانند از هم جدا شوند. افراد تغییر میکنند و گاهی اوقات آن تغییرات باعث تغییر در یک رابطه میشوند.
۱۴ علامت که زمان پایان رابطه را نشان میدهند
احتمالا خودتان با قواعد کلی که به شما میگویند چه زمانی باید رابطه را رها کنید، آشنایی دارید، اما این به این معنا نیست که همیشه با دیدن این علائم باید به رابطهتان پایان دهید.
همه ما میتوانیم وقتی پای روابط خصوصیمان در میان باشد، برخی چیزها را نادیده بگیریم.امیدواریم که شرایط بهتر شود اما گاهی اوقات این اتفاق نمیافتد. اگر زمان پایان دادن به یک رابطه رسیده باشد، حداقل یکی از علائم زیر باید مشاهده شوند:
۱-نپذیرفتن عذرخواهی طرف مقابل
اگر هنوز هم رفتن شریکتان برایتان دردآور است و میخواهید دوباره آن تجربه تلخ تکرار نشود، جلب اعتماد او بیشتر از عذرخواهی جواب میدهد. شاید هنوز عاشق هم باشید و خالصانه بخواهید با هم دوست بمانید. اما لازم نیست ریسک کنید و بگذارید همان آسیبی که به شما وارد شده دوباره تکرار شود.
هیچکس به خاطر اینکه میخواهید برای بهتر شدن حالتان در رابطهتان حد و مرز ایجاد کنید، شما را سرزنش نمیکند. اما گاهی وقتها آن مرزها با یک رابطه صمیمانه ناسازگارند و در نتیجه ممکن است عذرخواهی طرف مقابل را رد کنید.
گاهی اوقات زوجین میتوانند خودشان رابطه را به روال سابقش برگردانند، اما خیلی وقتها هم نه. اگر مشاوره را امتحان کردهاید اما فقط به بزرگتر شدن یا عمیقتر شدن اختلافاتتان منجر شده، لازم نیست ادامه دهید.
هر رابطهای (حتی روابطی که بچه جزئی از آن است) لزوما تا ابد ماندگار نخواهد ماند. و صحبت با یک مشاور ممکن است سودی نداشته باشد اما حداقل میفهمید که آنچه قبلا میدانستید درست است.
۳-علاقهمند شدن به شخص دیگر
ممکن است اثبات اینکه شریکتان قبلا با کس دیگری وارد رابطه شده دشوار باشد اما لازم هم نیست یک کارآگاه خصوصی استخدام کنید تا مچ او را بگیرد. حتی اگر هیچکس دیگری در زندگیتان به آنها باور نداشته باشد و شریکتان و خانوادهاش اینطور فکر کنند که قضیه را زیادی بزرگ میکنید، به غرایزتان اعتماد کنید.
اگر شریکتان به مشکلات و دغدغههایتان بیاعتنا باشد و به شخص دیگری علاقه نشان دهد، شما این حق را دارید که به این رابطه پایان دهید.
۴-ناراحتیهای جزئی تبدیل به مشکلات بزرگتری میشوند
در اوایل رابطه برطرف کردن ناراحتی و دلخوریهای کوچک حتی وقتی با ملایمت از او میخواهید اوضاع را بهتر کند اما او هیچ تلاشی برای بهبود اوضاع نمیکند، آسان است.
رفتار خودخواهانه یا نسنجیدهای که اصلاح نشود میتواند اختلافات بینتان را به مرور عمیقتر کند و حس دوست داشتن و سازگاری با طرف مقابل را سخت میکند.
۵-ناسازگاری دوطرفه حتی در مورد نیازهای اصلی
شاید یکی از شما تمایل شدیدی برای برقراری رابطه جنسی داشته باشد اما دیگری خیلی زود از این رابطه و ابراز عشقش به روشهای غیرفیزیکی پرهیز کند.
یا شاید یکی از شما میخواهد همیشه با هم باشید اما دیگری لازم است تنها باشد تا تجدید قوا کند. اگر خواستهها یا تمایلات شدیدتان با شریک زندگیتان یکی نیست، باید حتما در مورد اینکه چه کار میبایست بکنید، با هم صحبت کنید.
البته نباید کاری را با اجبار انجام دهید. و اگر فکر میکنید فایدهای ندارد، شاید زمان جدایی فرا رسیده است.
۶- تغیییر ذهنیتها
در روزهای ابتدایی رابطه ذهنیت خاصی از یکدیگر دارید اما هرچه بیشتر با هم زندگی میکنید و نسبت به هم شناخت پیدا میکنید، این تصورات محو میشوند.
شما شریکتان را همانطور که واقعا هست میبینید (مخصوصا در شرایطی که رفتار بدی از خود بروز میدهد) شریکتان هم شما را آنطور که قبلا بودهاید نمیبیند و اختلافات بیشتر و شدیدتر میشوند.
۷-فشار روانی
بسیاری از عوامل استرسزای خارجی میتوانند یک رابطه را نابود کنند و به همان اندازه که ممکن است یکی از شما یا هر دویتان بخواهید تحت هر شرایطی رابطهتان برقرار باشد، ممکن است دیگری نظر متفاوتی داشته باشد.
شاید دلیل خوبی برای این کار وجود داشته باشد. باید در نظر داشته باشید کسی که میخواهد از رابطه بیرون برود دشمن شما نیست.
اگر شریکتان اصرار دارد تحت هر شرایطی با هم بمانید اما شما فکر میکنید که این رابطه چیزی جز درد و رنج برای هر دویتان ندارد، حق دارید جدا شوید.
۸-مبارزه بر سر قدرت
اگر شریکتان اصرار دارد حرف آخر را در هر تصمیم و بحث بزند چون مدیر خانواده است یا کسی است که باید از او پپروی شود، رابطهتان دچار مشکل میشود. در این رابطه دیگر تبادل نظر و درک متقابل وجود ندارد و یک یا هر دو طرف میخواهند حرفشان را به کرسی بنشانند و گاهی اوقات تنها راهحل ا پایان دادن به رابطهای است که شریک زندگیتان قصد دارد بر آن تسلط پیدا کند.
در چنین شرایطی این امکان وجود دارد که علنا با شریکتان وارد بحث شوید تا به او بفهمانید که تو سریخور نیستید. میتوانید او را هوشیار کنید و با هم کنار بیایید.
۹-سو استفاده فیزیکی یا احساسی
بدیهی است اگر شریکتان به هر طریقی قصد سو استفاده (فیزیکی، فکری یا عاطفی) را از شما دارد، هیچ وظیفهای برای اصلاح یا ماندن با او ندارید.
مخصوصا اگر بچه دارید، باید به خاطر آنها محیطی سالم و امنتر را فراهم کنید تا بهتر رشد کنند. البته خودتان را از قلم نیندازید شما هم نیاز به آرامش دارید.
حتی اگر شریکتان دست از سو استفاده هم بردارد، هیچکس از شما توقع ندارد به پلیس گزارش ندهید یا همچنان به این رابطه ادامه دهید.
۱۰-کمعمق شدن رابطه و بازگشت به روابط سطحی
اگر دیگر به شریکتان اعتماد ندارید (یا برعکس) احتمالا تعاملاتتان سطحی و رسمی شده یا حتی رابطهتان مثل دو دوستی میشود که البته با هم راحت و صمیمی نیستند.
در چنین رابطهای مرددید به شخصی که قبلا به او اعتماد کامل داشتهاید و حالا شما را ناامید کرده دوباره اطمینان کنید. شما میتوانید ببخشید اما دیگر به اندازه قبل به او اعتماد نخواهید داشت.
۱۱-دلزدگی و بیقراری
اگر شما یا شریکتان از این رابطه خسته شدهاید یا وقتی با هم وقت میگذرانید بیتابی میکنید، زمان آن است تا ببینید ریشه این مشکل از کجاست. هر دوی شما نیاز دارید با یکدیگر در مورد دلیل این بیقراری و دل زدگی و اینکه طرف مقابل چه حسی نسبت به این قضیه دارد، صادق باشید.
اگر یک یا هر دوی شما از کنار هم بودن احساس رضایت و خوشحالی نداشتید، وقت آنست تا مسیرتان را از هم جدا کنید.
۱۲-سرد و بیاحساس شدن
فهمیدن اینکه دیگر هیچ احساسی به شریکتان ندارید (یا برعکس) و کارهایی که قبلا انجام میدادهاید را دیگر انجام نمیدهید، کار دشواری نیست.
این لحظات را اکثر زوجها هم تجربه میکنند. در این شرایط احساسات عاشقانه در پایینترین حد خودش است و زوجین برای تفکر و تجدید قوا به زمان نیاز دارند. نداشتن احساس نسبت به طرف مقابل گسترده و غیرقابل بازگشت است که اغلب به خاطر از دست دادن اعتماد و ارتباطی که قبلا وجود داشته، ایجاد میشود.
بیحس شدن چه یک یا دو طرفه باعث میشود این رابطه سرد شود.
۱۳-رفتار اعتیادآوری که بیشتر از رابطهتان در اولویت قرار میگیرد
اگر یک یا هر دوی شما برای مقابله با استرس ناشی از در کنار هم ماندن رفتار اعتیادآوری را از خود نشان دهید، باید بدانید نشانه خوبی نیست.
اگر نجات رابطه دیگر فایدهای ندارد و فقط با این رفتارها میخواهید سر خودتان را گرم کنید تا ماندن قابل تحمل شود، بهتر است این رابطه را ترک کنید.
احتمالا تا زمانیکه از رابطهای که دلخواهتان نیست بیرون نروید، تصمیم به ترک عادت هم نمیگیرید. بهتر است هر دو را رها کنید. رها کردن رابطهای که میتوانست بهتر از اینها باشد، شاید بهایی است باید بپردازید تا از اعتیادتان هم دست بردارید. زندگی بسازید که نخواهید از آن فرار کنید.
۱۴-افزایش سوتفاهمها
گاهی اوقات اهمیت ندارد چه میگویید یا انجام میدهید، شریکتان معنا و قصد پست حرفتان را اشتباه برداشت میکند.
در چنین شرایطی باید بنشینید و رک و راست با یکدیگر حرف بزنید. و در بیشتر وقتها این صداقت منجر به جدایی میشود که البته با توجه به وخامت اوضاع خیلی هم چیز بدی نیست.
این بد است که بیشتر عمرتان را با کسی بگذرانید که ارزش ندارد و حتی سعی نمیکند شما را درک کند. وقتی هر چیزی که میگویید یا انجام میدهید از نظر شریکتان اشتباه است، شرایط غیرقابل تحمل شده و در نهایت سلامتیتان به خطر میافتد.
آیا میدانید پایان رابطه چه زمانی است؟
حالا که میدانید پایان رابطه چه زمانی است، کدام یک از این علائم بیشتر به شما مربوط میشوند؟ هیچکس نمیتواند شما را به خاطر جدایی سرزنش کند. شما به تنهایی مسئول این اوضاع نیستید. گاهیاوقات حتی اگر هر دویتان سعی کنید رابطهتان را بهتر کنید، عواملی که باعث جداییتان میشوند، قویتر عمل میکنند.
گاهی اوقات جدایی بهترین کار است. این بدان معنا نیست که شما شکست خوردهاید، بلکه به معنای اینست که شما هرگز نخواهید توانست دوباره به طرف مقابلتان اعتماد کنید یا او را دوست داشته باشید.
نوشته
موضوع حذف شده است
شک دارید که زمان پایان رابطهتان فرا رسیده یا خیر؟
هر چند گاهی اوقات سخت است به خودمان اجازه انجام چنین کاری را بدهیم، اما دلایل موجه زیادی برای پایان دادن به یک رابطه وجود دارد.
لازم نیست حتما در رابطهتان از پس هر چالشی بر بیایید. اگر در مورد اینکه بفهمید چه زمانی باید از یک رابطه دست بکشید تردید دارید، پس احتمالا قبلا تمام تلاشتان را برای حفظ رابطه کردهاید.
با همه اینها، حتی صمیمیترین زوجها میتوانند از هم جدا شوند. افراد تغییر میکنند و گاهی اوقات آن تغییرات باعث تغییر در یک رابطه میشوند.
وقتی تازه یک رابطه را شروع میکنید، به نظر میرسد چیزی نمیتواند بین شما فاصله بیندازد. اما در حال حاضر مشکلی وجود دارد و شما نمیتوانید آن را از میانتان بردارید! بنابراین شاید زمان آن است که بیخیال شوید و به خودتان فرصت دهید تا حالتان بهتر شود و در مسیر درست گام بردارید.حتما بخوانید:لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا عضو شوید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
۱۴ علامت که زمان پایان رابطه را نشان میدهند
احتمالا خودتان با قواعد کلی که به شما میگویند چه زمانی باید رابطه را رها کنید، آشنایی دارید، اما این به این معنا نیست که همیشه با دیدن این علائم باید به رابطهتان پایان دهید.
همه ما میتوانیم وقتی پای روابط خصوصیمان در میان باشد، برخی چیزها را نادیده بگیریم.امیدواریم که شرایط بهتر شود اما گاهی اوقات این اتفاق نمیافتد. اگر زمان پایان دادن به یک رابطه رسیده باشد، حداقل یکی از علائم زیر باید مشاهده شوند:
۱-نپذیرفتن عذرخواهی طرف مقابل
اگر هنوز هم رفتن شریکتان برایتان دردآور است و میخواهید دوباره آن تجربه تلخ تکرار نشود، جلب اعتماد او بیشتر از عذرخواهی جواب میدهد. شاید هنوز عاشق هم باشید و خالصانه بخواهید با هم دوست بمانید. اما لازم نیست ریسک کنید و بگذارید همان آسیبی که به شما وارد شده دوباره تکرار شود.
تصاویر فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
هیچکس به خاطر اینکه میخواهید برای بهتر شدن حالتان در رابطهتان حد و مرز ایجاد کنید، شما را سرزنش نمیکند. اما گاهی وقتها آن مرزها با یک رابطه صمیمانه ناسازگارند و در نتیجه ممکن است عذرخواهی طرف مقابل را رد کنید.
۲-مشاوره به زوجین بینتیجه استحتما بخوانید:لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا عضو شوید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
گاهی اوقات زوجین میتوانند خودشان رابطه را به روال سابقش برگردانند، اما خیلی وقتها هم نه. اگر مشاوره را امتحان کردهاید اما فقط به بزرگتر شدن یا عمیقتر شدن اختلافاتتان منجر شده، لازم نیست ادامه دهید.
هر رابطهای (حتی روابطی که بچه جزئی از آن است) لزوما تا ابد ماندگار نخواهد ماند. و صحبت با یک مشاور ممکن است سودی نداشته باشد اما حداقل میفهمید که آنچه قبلا میدانستید درست است.
۳-علاقهمند شدن به شخص دیگر
ممکن است اثبات اینکه شریکتان قبلا با کس دیگری وارد رابطه شده دشوار باشد اما لازم هم نیست یک کارآگاه خصوصی استخدام کنید تا مچ او را بگیرد. حتی اگر هیچکس دیگری در زندگیتان به آنها باور نداشته باشد و شریکتان و خانوادهاش اینطور فکر کنند که قضیه را زیادی بزرگ میکنید، به غرایزتان اعتماد کنید.
اگر شریکتان به مشکلات و دغدغههایتان بیاعتنا باشد و به شخص دیگری علاقه نشان دهد، شما این حق را دارید که به این رابطه پایان دهید.
۴-ناراحتیهای جزئی تبدیل به مشکلات بزرگتری میشوند
در اوایل رابطه برطرف کردن ناراحتی و دلخوریهای کوچک حتی وقتی با ملایمت از او میخواهید اوضاع را بهتر کند اما او هیچ تلاشی برای بهبود اوضاع نمیکند، آسان است.
رفتار خودخواهانه یا نسنجیدهای که اصلاح نشود میتواند اختلافات بینتان را به مرور عمیقتر کند و حس دوست داشتن و سازگاری با طرف مقابل را سخت میکند.
ممکن است هر دویتان زبان عشق ورزیدن به یکدیگر را آموخته باشید اما اگر یکی از شما به این نتیجه برسید که دیگر تاثیری ندارد زمان آن است تا در مورد احتمال به پایان رسیدن این رابطه با هم صحبت کنید.حتما بخوانید:لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا عضو شوید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
۵-ناسازگاری دوطرفه حتی در مورد نیازهای اصلی
شاید یکی از شما تمایل شدیدی برای برقراری رابطه جنسی داشته باشد اما دیگری خیلی زود از این رابطه و ابراز عشقش به روشهای غیرفیزیکی پرهیز کند.
یا شاید یکی از شما میخواهد همیشه با هم باشید اما دیگری لازم است تنها باشد تا تجدید قوا کند. اگر خواستهها یا تمایلات شدیدتان با شریک زندگیتان یکی نیست، باید حتما در مورد اینکه چه کار میبایست بکنید، با هم صحبت کنید.
البته نباید کاری را با اجبار انجام دهید. و اگر فکر میکنید فایدهای ندارد، شاید زمان جدایی فرا رسیده است.
۶- تغیییر ذهنیتها
در روزهای ابتدایی رابطه ذهنیت خاصی از یکدیگر دارید اما هرچه بیشتر با هم زندگی میکنید و نسبت به هم شناخت پیدا میکنید، این تصورات محو میشوند.
شما شریکتان را همانطور که واقعا هست میبینید (مخصوصا در شرایطی که رفتار بدی از خود بروز میدهد) شریکتان هم شما را آنطور که قبلا بودهاید نمیبیند و اختلافات بیشتر و شدیدتر میشوند.
حس میکنید آن شخصی که قبلا میشناختید را از دست دادهاید و شریکتان همین حس را دارد. این شخصیتهای جدید که در شما ظاهر شده همراه هم نیستند و شما دیگر با هم صمیمی نیستید. در نتیجه در کنار هم ماندن برایتان بسیار سخت میشود.حتما بخوانید:لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا عضو شوید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
۷-فشار روانی
بسیاری از عوامل استرسزای خارجی میتوانند یک رابطه را نابود کنند و به همان اندازه که ممکن است یکی از شما یا هر دویتان بخواهید تحت هر شرایطی رابطهتان برقرار باشد، ممکن است دیگری نظر متفاوتی داشته باشد.
تصاویر فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
شاید دلیل خوبی برای این کار وجود داشته باشد. باید در نظر داشته باشید کسی که میخواهد از رابطه بیرون برود دشمن شما نیست.
اگر شریکتان اصرار دارد تحت هر شرایطی با هم بمانید اما شما فکر میکنید که این رابطه چیزی جز درد و رنج برای هر دویتان ندارد، حق دارید جدا شوید.
۸-مبارزه بر سر قدرت
اگر شریکتان اصرار دارد حرف آخر را در هر تصمیم و بحث بزند چون مدیر خانواده است یا کسی است که باید از او پپروی شود، رابطهتان دچار مشکل میشود. در این رابطه دیگر تبادل نظر و درک متقابل وجود ندارد و یک یا هر دو طرف میخواهند حرفشان را به کرسی بنشانند و گاهی اوقات تنها راهحل ا پایان دادن به رابطهای است که شریک زندگیتان قصد دارد بر آن تسلط پیدا کند.
در چنین شرایطی این امکان وجود دارد که علنا با شریکتان وارد بحث شوید تا به او بفهمانید که تو سریخور نیستید. میتوانید او را هوشیار کنید و با هم کنار بیایید.
اما اگر اصرار دارد که در هر شرایطی برنده باشد، زمان خداحافظی فرا رسیده است!حتما بخوانید:لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا عضو شوید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
۹-سو استفاده فیزیکی یا احساسی
بدیهی است اگر شریکتان به هر طریقی قصد سو استفاده (فیزیکی، فکری یا عاطفی) را از شما دارد، هیچ وظیفهای برای اصلاح یا ماندن با او ندارید.
مخصوصا اگر بچه دارید، باید به خاطر آنها محیطی سالم و امنتر را فراهم کنید تا بهتر رشد کنند. البته خودتان را از قلم نیندازید شما هم نیاز به آرامش دارید.
حتی اگر شریکتان دست از سو استفاده هم بردارد، هیچکس از شما توقع ندارد به پلیس گزارش ندهید یا همچنان به این رابطه ادامه دهید.
۱۰-کمعمق شدن رابطه و بازگشت به روابط سطحی
اگر دیگر به شریکتان اعتماد ندارید (یا برعکس) احتمالا تعاملاتتان سطحی و رسمی شده یا حتی رابطهتان مثل دو دوستی میشود که البته با هم راحت و صمیمی نیستند.
در چنین رابطهای مرددید به شخصی که قبلا به او اعتماد کامل داشتهاید و حالا شما را ناامید کرده دوباره اطمینان کنید. شما میتوانید ببخشید اما دیگر به اندازه قبل به او اعتماد نخواهید داشت.
در نتیجه دور خودتان حصار میکشید و اجازه ورود به دنیای درونتان را به او نخواهید داد. پس از مدتی یک یا هر دوی شما به این نتیجه برسید که این رابطه ارزش ادامه دادن را ندارد.حتما بخوانید:لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا عضو شوید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
۱۱-دلزدگی و بیقراری
اگر شما یا شریکتان از این رابطه خسته شدهاید یا وقتی با هم وقت میگذرانید بیتابی میکنید، زمان آن است تا ببینید ریشه این مشکل از کجاست. هر دوی شما نیاز دارید با یکدیگر در مورد دلیل این بیقراری و دل زدگی و اینکه طرف مقابل چه حسی نسبت به این قضیه دارد، صادق باشید.
اگر یک یا هر دوی شما از کنار هم بودن احساس رضایت و خوشحالی نداشتید، وقت آنست تا مسیرتان را از هم جدا کنید.
۱۲-سرد و بیاحساس شدن
فهمیدن اینکه دیگر هیچ احساسی به شریکتان ندارید (یا برعکس) و کارهایی که قبلا انجام میدادهاید را دیگر انجام نمیدهید، کار دشواری نیست.
این لحظات را اکثر زوجها هم تجربه میکنند. در این شرایط احساسات عاشقانه در پایینترین حد خودش است و زوجین برای تفکر و تجدید قوا به زمان نیاز دارند. نداشتن احساس نسبت به طرف مقابل گسترده و غیرقابل بازگشت است که اغلب به خاطر از دست دادن اعتماد و ارتباطی که قبلا وجود داشته، ایجاد میشود.
بیحس شدن چه یک یا دو طرفه باعث میشود این رابطه سرد شود.
۱۳-رفتار اعتیادآوری که بیشتر از رابطهتان در اولویت قرار میگیرد
اگر یک یا هر دوی شما برای مقابله با استرس ناشی از در کنار هم ماندن رفتار اعتیادآوری را از خود نشان دهید، باید بدانید نشانه خوبی نیست.
اگر نجات رابطه دیگر فایدهای ندارد و فقط با این رفتارها میخواهید سر خودتان را گرم کنید تا ماندن قابل تحمل شود، بهتر است این رابطه را ترک کنید.
احتمالا تا زمانیکه از رابطهای که دلخواهتان نیست بیرون نروید، تصمیم به ترک عادت هم نمیگیرید. بهتر است هر دو را رها کنید. رها کردن رابطهای که میتوانست بهتر از اینها باشد، شاید بهایی است باید بپردازید تا از اعتیادتان هم دست بردارید. زندگی بسازید که نخواهید از آن فرار کنید.
۱۴-افزایش سوتفاهمها
گاهی اوقات اهمیت ندارد چه میگویید یا انجام میدهید، شریکتان معنا و قصد پست حرفتان را اشتباه برداشت میکند.
در چنین شرایطی باید بنشینید و رک و راست با یکدیگر حرف بزنید. و در بیشتر وقتها این صداقت منجر به جدایی میشود که البته با توجه به وخامت اوضاع خیلی هم چیز بدی نیست.
این بد است که بیشتر عمرتان را با کسی بگذرانید که ارزش ندارد و حتی سعی نمیکند شما را درک کند. وقتی هر چیزی که میگویید یا انجام میدهید از نظر شریکتان اشتباه است، شرایط غیرقابل تحمل شده و در نهایت سلامتیتان به خطر میافتد.
آیا میدانید پایان رابطه چه زمانی است؟
حالا که میدانید پایان رابطه چه زمانی است، کدام یک از این علائم بیشتر به شما مربوط میشوند؟ هیچکس نمیتواند شما را به خاطر جدایی سرزنش کند. شما به تنهایی مسئول این اوضاع نیستید. گاهیاوقات حتی اگر هر دویتان سعی کنید رابطهتان را بهتر کنید، عواملی که باعث جداییتان میشوند، قویتر عمل میکنند.
گاهی اوقات جدایی بهترین کار است. این بدان معنا نیست که شما شکست خوردهاید، بلکه به معنای اینست که شما هرگز نخواهید توانست دوباره به طرف مقابلتان اعتماد کنید یا او را دوست داشته باشید.
راه شما دو نفر از هم جداست و لازم نیست حتما در یک مسیر باشید. شاید سرنوشت اتفاقات بهتری را در روابط دیگر برایتان رقم بزند و بیشتر از آنچه از دست دادهاید به دست بیاورید.حتما بخوانید:لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا عضو شوید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
نوشته
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
اولین بار در
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
. پدیدار شد.موضوع حذف شده است
