به نام خدای مردگان
نام دل نوشته: به قلم یک مرده
نویسنده: زینب معصومی ثانی
مقدمه:
اون مرده.
خودم جنازه شو دیدم.
وقتی که دفنش میکردن،
من حضور داشتم.
با چشمای خودم دیدم که روش خاک ریختن؛
نبضی که دیگه نمیزد...
و حالا...
حالا من دفترچهی خاطراتشو پیدا کردم؛
کاملا اتفاقی!
چیزی که عجیبه اینه که،
هر شب،
راس ساعت 00:00 ،
دفتر خاطرات خودش شروع به نوشتن یک صفحه میکنه!
انگار که یک نفر داره توش چیزی مینویسه؛
یک نفر نه؛
اون!
اون اینکار و میکنه؛
کاملا مطمنم که دست...
نام دل نوشته: به قلم یک مرده
نویسنده: زینب معصومی ثانی
مقدمه:
اون مرده.
خودم جنازه شو دیدم.
وقتی که دفنش میکردن،
من حضور داشتم.
با چشمای خودم دیدم که روش خاک ریختن؛
نبضی که دیگه نمیزد...
و حالا...
حالا من دفترچهی خاطراتشو پیدا کردم؛
کاملا اتفاقی!
چیزی که عجیبه اینه که،
هر شب،
راس ساعت 00:00 ،
دفتر خاطرات خودش شروع به نوشتن یک صفحه میکنه!
انگار که یک نفر داره توش چیزی مینویسه؛
یک نفر نه؛
اون!
اون اینکار و میکنه؛
کاملا مطمنم که دست...
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
موضوع حذف شده است
