داستان کوتاه ندای رعد | ماهیار کاربر انجمن هنر چرم

وضعیت
موضوع بسته شده است.

M.Bigloyi

گالری چرم ریما
عضو کادر مدیریت
مدیر کل
عضویت
3/10/15
ارسال ها
382
Credits
63
ریال
0ریال
کد داستان:176
ناظر: @Yalda.h
نام داستان: ندای رعد
ژانر:
نویسنده: ماهیار
خلاصه: آوایی که هراس را در دل همگان به ارمغان می‌آورد. ندایی از میان ابرها! سکوت... سپس طغیان!... طغیانی سهمیگن و مرگ برای ظلمات! ندایی که لرزه بر اندام سایه نشینان خواهد افکند. اگر بیاید... .
اگر یاد بگیرد... .
و آنگاه که نابود کننده شیطان آزادی یابد. ندای رعد... .
ندایی برای...




موضوع حذف شده است
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.

موضوعات مشابه


بالا