دلنوشته‌ی مغز احمق | آقای مبهم کاربر انجمن هنر چرم

وضعیت
موضوع بسته شده است.

M.Bigloyi

گالری چرم ریما
عضو کادر مدیریت
مدیر کل
عضویت
3/10/15
ارسال ها
382
Credits
63
ریال
0ریال
نام دلنوشته: مغز احمق
نویسنده: آقای مبهم
مقدمه:
چیزی نمانده است
از جسمی که تحلیل می رود
چشمانی که آن چه را که باید نمی بینند
خودم را نمی‌بینم
در تمام من زهری جریان دارد
شکنجه ای پنهان،ذره ذره جانم را می‌گیرد
فرصت های زیادی از دست می دهم
کاری که میکنم را نمی‌فهمم فکر نمی کنم
مهم نیست چقدر مزخرف باشد
حماقت میکنم
احساس خوبی ندارم
درد میکشم
مسیر اشتباه را انتخاب میکنم
انجامش میدهم
با خود لج میکنم جنگیدن را کنار گذاشتم
کوتاه می آیم
بهتر است از من دور شوی
این روزا پر از صدمه به من است
دور شو
تمام...



موضوع حذف شده است
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.

موضوعات مشابه


بالا