تازه ميديدمش. زني حدوداً چهل ساله، با وقار و خوش صحبت. چند نفري را دور خودش جمع کرده بود و برايشان با محبت حرف ميزد. خانم
و او خطاب به آنها ميگفت:«نگران نباشيد. مشکلتان حل ميشود. اگر من به انگشترم نگاه کنم، حالتي مثل وحي به من دست ميدهد و آنوقت هر چه دعا کنم مستجاب ميشود».
بعد همه نگاههاي متعجب به سمت انگشترش ميرفت. بعضيها نيز جسارت به خرج ميدادند و...
موضوع حذف شده است
تصاویر فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
هاي اطرافش نيز از مشکلاتشان ميگفتندو او خطاب به آنها ميگفت:«نگران نباشيد. مشکلتان حل ميشود. اگر من به انگشترم نگاه کنم، حالتي مثل وحي به من دست ميدهد و آنوقت هر چه دعا کنم مستجاب ميشود».
بعد همه نگاههاي متعجب به سمت انگشترش ميرفت. بعضيها نيز جسارت به خرج ميدادند و...
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
موضوع حذف شده است
