مثنوی معنوی | دفتر اول | مولوی

وضعیت
موضوع بسته شده است.

M.Bigloyi

گالری چرم ریما
عضو کادر مدیریت
مدیر کل
عضویت
3/10/15
ارسال ها
382
Credits
63
ریال
0ریال
بشنو این نی چون شکایت می‌کند
از جداییها حکایت می‌کند

کز نیستان تا مرا ببریده‌اند
در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

س*ی*نه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح د*ر*د اشتیاق

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش

من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم

هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من

سر من از نالهٔ من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست

تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست

آتشست این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش...




موضوع حذف شده است
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.

موضوعات مشابه


بالا