توی تاریکی شب آه در جریان بود
زل زدم به آسمون عینکم دودی شد
با صدای زنگ در یهو بارون بارید
دستای خونه پر از گل داوودی شد
ماه از راه رسید روی راه پله نشست
دکمه های قلب من دونه دونه شل شدن
گفتم این یه معجزست خیره شد به آسمون
همه ی ستاره ها دونه دونه گل شدن
مهربونی ای عشق نازنینی ای عشق
آخرین تیکه ی این جورچینی ای عشق
مهربونی ای عشق نازنینی ای عشق
آخرین تیکه ی این جورچینی ای عشق
نخ بادبادکمو یه جوری وا میکرد
که تا هر جا خواستم بتونم پر بکشم
یه جوری تشنم کرد که میشد دریا رو
مثه یه لیوان آب یه...
موضوع حذف شده است
زل زدم به آسمون عینکم دودی شد
با صدای زنگ در یهو بارون بارید
دستای خونه پر از گل داوودی شد
ماه از راه رسید روی راه پله نشست
دکمه های قلب من دونه دونه شل شدن
گفتم این یه معجزست خیره شد به آسمون
همه ی ستاره ها دونه دونه گل شدن
مهربونی ای عشق نازنینی ای عشق
آخرین تیکه ی این جورچینی ای عشق
مهربونی ای عشق نازنینی ای عشق
آخرین تیکه ی این جورچینی ای عشق
نخ بادبادکمو یه جوری وا میکرد
که تا هر جا خواستم بتونم پر بکشم
یه جوری تشنم کرد که میشد دریا رو
مثه یه لیوان آب یه...
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
موضوع حذف شده است
