قصه کودکانه پرنده و کفشدوزک

وضعیت
موضوع بسته شده است.

M.Bigloyi

گالری چرم ریما
عضو کادر مدیریت
مدیر کل
عضویت
3/10/15
ارسال ها
382
Credits
63
ریال
0ریال
قصه پرنده و کفشدوزک
یکی بود یکی نبود. در یک جنگل بزرگ و سرسبز و پردرخت همه حیوانات شاد و خندان در کنار هم زندگی می کردند. پرنده کوچولو هم جیک جیک کنان این ور و آن ور می پرید و دوست داشت تمام اطرافش را بشناسد. خلاصه پرنده کوچک قصه ما به همه قسمت های جنگل سر میزد و دنبال چیزهای جالب و جدید می گشت، چون خیلی کنجکاو بود.



یک روز پرنده کوچولو داشت در جنگل قدم می زد که ناگهان روی یک بوته برگ سبز یک عالمه دانه قرمز دید. با کنجکاوی جلو رفت تا ببیند که این دانه های ریز چیست؟ اول فکر کرد خوردنی است...



موضوع حذف شده است
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.

موضوعات مشابه


بالا