نام رمان: یاقوت دردسرساز
کد: ۳۵۹۴
ناظر: @lovable
نویسنده: n!mafive16
ژانر:
خلاصه: من نیما هستم
13 سالمه و دقیقا روز 1 مهر سال 1393 بود که میخواستم برای اولین بار به مدرسه برم. تو راه مدرسه بودم که یه چیز براق رو از دور دیدم و به سمتش رفتم. وقتی نزدیکتر شدم، یه سنگ زیبا و آبی رنگ رو دیدم که نوری رو از خودش ساطع میکرد. اون رو برداشتم و با خوشحالی به سمت مدرسه رفتم، غافل از...
موضوع حذف شده است
کد: ۳۵۹۴
ناظر: @lovable
نویسنده: n!mafive16
ژانر:
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
خلاصه: من نیما هستم
13 سالمه و دقیقا روز 1 مهر سال 1393 بود که میخواستم برای اولین بار به مدرسه برم. تو راه مدرسه بودم که یه چیز براق رو از دور دیدم و به سمتش رفتم. وقتی نزدیکتر شدم، یه سنگ زیبا و آبی رنگ رو دیدم که نوری رو از خودش ساطع میکرد. اون رو برداشتم و با خوشحالی به سمت مدرسه رفتم، غافل از...
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
موضوع حذف شده است
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
