[h=2]روزي كه خنده حاج همت بند نمي آمد[/h]
از دست كريمي ، زير لب غرولند مي كردم كه "اگر مردي خودت برو. فقط بلده دستور بده."
گفته بود بايد موتورها را از روي پل شناور ببرم آن طرف . فكر نمي كرد من با اين سن و سالم ، چطور اين ها را از پل رد كنم ؛ آن هم پل شناور. وقتي روي موتورمي نشستم ، پام به زور به زمين مي رسيد. چه جوري خودم را نگه مي داشتم ؟...
موضوع حذف شده است
تصاویر فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
از دست كريمي ، زير لب غرولند مي كردم كه "اگر مردي خودت برو. فقط بلده دستور بده."
گفته بود بايد موتورها را از روي پل شناور ببرم آن طرف . فكر نمي كرد من با اين سن و سالم ، چطور اين ها را از پل رد كنم ؛ آن هم پل شناور. وقتي روي موتورمي نشستم ، پام به زور به زمين مي رسيد. چه جوري خودم را نگه مي داشتم ؟...
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
موضوع حذف شده است
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
