به نام ایزد یار
داستان کوتاه: آسایشگاه روانی جایی برای مردن!
ژانر: معمایی
نویسنده: شروین
بیمار اتاق ۳۱ همیشه فریاد میزد من دیوونه نیستم! پسر جوونی که ادعا دارد از بین مرز های یک کامپیوتر هوشمند رد شده!
دکتر جیسون به سمت اتاق ۳۱ رفت و به آرومی در اتاق رو باز کرد؛ پسر جوون، چشم به دیوار سبز رنگ رو به رویش دوخته بود! دکتر روی صندلی چوبی کنار پنجره نشست
-مایک هستی درسته؟ مرز های کامپیوتر یعنی چی؟
پسر نگاهی به دکتر انداخت و گویی د*اغ دلش تازه شد...
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
موضوع حذف شده است
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
