آسایشگاه روانی جایی برای مردن | yamaç کاربر هنر چرم

وضعیت
موضوع بسته شده است.

M.Bigloyi

گالری چرم ریما
عضو کادر مدیریت
مدیر کل
عضویت
3/10/15
ارسال ها
382
Credits
63
ریال
0ریال
به نام ایزد یار
داستان کوتاه: آسایشگاه روانی جایی برای مردن!
ژانر: معمایی
نویسنده: شروین

بیمار اتاق ۳۱ همیشه فریاد میزد من دیوونه نیستم! پسر جوونی که ادعا دارد از بین مرز های یک کامپیوتر هوشمند رد شده!
دکتر جیسون به سمت اتاق ۳۱ رفت و به آرومی در اتاق رو باز کرد؛ پسر جوون، چشم به دیوار سبز رنگ رو به رویش دوخته بود! دکتر روی صندلی چوبی کنار پنجره نشست
-مایک هستی درسته؟ مرز های کامپیوتر یعنی چی؟
پسر نگاهی به دکتر انداخت و گویی د*اغ دلش تازه شد...




موضوع حذف شده است
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.

موضوعات مشابه


بالا