ابری رسید و آسمانم از تو پر شد
بارانی آمد و آبدانم از تو پر شد
نام تو اول بغض بود و بعد از آن اشک
اول دلم پس دیدگانم از تو پر شد
《حسین منزوی》
درد یعنی بزنی دست به انکار خودت
عاشقش باشی و افسوس گرفتار خودت
درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد
بگذار برود...آه...به اصرار خودت
《سید تقی سیدی》
مانند غریقی که پر از وحشت آب است
می گردم و دستم پی یک تکه طناب است
دلتنگی و...
موضوع حذف شده است
بارانی آمد و آبدانم از تو پر شد
نام تو اول بغض بود و بعد از آن اشک
اول دلم پس دیدگانم از تو پر شد
《حسین منزوی》
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
درد یعنی بزنی دست به انکار خودت
عاشقش باشی و افسوس گرفتار خودت
درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد
بگذار برود...آه...به اصرار خودت
《سید تقی سیدی》
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
مانند غریقی که پر از وحشت آب است
می گردم و دستم پی یک تکه طناب است
دلتنگی و...
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
موضوع حذف شده است
