رمان از ارازلی تا سربه زیری

وضعیت
موضوع بسته شده است.

M.Bigloyi

گالری چرم ریما
عضو کادر مدیریت
مدیر کل
عضویت
3/10/15
ارسال ها
382
Credits
63
ریال
0ریال
رمان از اراضلی تا سر به زیری
اول(مقدمه)
مانند کوری بودم که دنبال کورسوی از روشنایی بود تا زندگی تیره تارم را روشن کند آنقدر دور خودم چرخیدم تا دستم به دامان تو رسید ل*مس دامان تو شیرین بود ناب بود دلچسب بود تا به خود آمدم دیدم نماندی من ماندم ل*مس چند ثانیه تو یک عمر حسرت کاش دوباره آن لحظه ناب را یک بار دیگر تجربه کنم نسیم که از تودر جودم می‌پیچد مرا زنده می‌کند اما جوری دیگر این بار بوی رفتن نیست بوی زندگیست بوی که در دلم نهال عشق را می‌کارد تا بزرگ شود آنقدر بزرگ که...




موضوع حذف شده است
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.

موضوعات مشابه


بالا