رمان از ارازلی تا سربه زیری

وضعیت
موضوع بسته شده است.

M.Bigloyi

گالری چرم ریما
عضو کادر مدیریت
مدیر کل
عضویت
3/10/15
ارسال ها
382
Credits
63
ریال
0ریال
رمان از اراضلی تا سربه زیری
‌#پارت دوم
از اتاقم خارج میشوم و به سمت مادر میروم که در حال آشپزی است از پشت سر بی هوا بقلش میکنم و او از این آ*غ*و*ش ناگهانی می‌ترسد با دیدن من دلش آرام میگرد و با کفگیر در دستش به آرامی می‌زند برسرم می‌گوید کجا خوش تیپ کرده ای پسر مادر آروم برروی سرش ب*وسه ای میکارم و با عشق در چشمانش نگاه میکنم و شروع به توصیح دادن میکنم مامان میخوام به دیدار شخصی بروم و امکان دارد دیر بیایم نگران نباش مادر هم در جواب حرفم ب*وسه ای از نگرانی بر گونه ام می‌کارد می‌ترسد حرفی بزند و...




موضوع حذف شده است
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.

موضوعات مشابه


بالا