رمان از اراضلی تا سربه زیری
#پارت دوم
از اتاقم خارج میشوم و به سمت مادر میروم که در حال آشپزی است از پشت سر بی هوا بقلش میکنم و او از این آ*غ*و*ش ناگهانی میترسد با دیدن من دلش آرام میگرد و با کفگیر در دستش به آرامی میزند برسرم میگوید کجا خوش تیپ کرده ای پسر مادر آروم برروی سرش ب*وسه ای میکارم و با عشق در چشمانش نگاه میکنم و شروع به توصیح دادن میکنم مامان میخوام به دیدار شخصی بروم و امکان دارد دیر بیایم نگران نباش مادر هم در جواب حرفم ب*وسه ای از نگرانی بر گونه ام میکارد میترسد حرفی بزند و...
موضوع حذف شده است
#پارت دوم
از اتاقم خارج میشوم و به سمت مادر میروم که در حال آشپزی است از پشت سر بی هوا بقلش میکنم و او از این آ*غ*و*ش ناگهانی میترسد با دیدن من دلش آرام میگرد و با کفگیر در دستش به آرامی میزند برسرم میگوید کجا خوش تیپ کرده ای پسر مادر آروم برروی سرش ب*وسه ای میکارم و با عشق در چشمانش نگاه میکنم و شروع به توصیح دادن میکنم مامان میخوام به دیدار شخصی بروم و امکان دارد دیر بیایم نگران نباش مادر هم در جواب حرفم ب*وسه ای از نگرانی بر گونه ام میکارد میترسد حرفی بزند و...
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
موضوع حذف شده است
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
