ادامه ی رمان بچه خرگوش قسمت چهارم و پنجم ۴ و ۵:راستش این خانواده ی خرگوش کشاورز فقیر بودند و با زحمت و رنج دست های خویش برای زندگی خود خوراک ، تهیه مینمودند. در روزی از روزها که مادر خرگوش خانم ویانا در حال چیدن سبد بود چیدند را به اتمام رسانید وبعد از تمام شدن کارش به دورترین نقاط جنگل رفت تا بتواند مقداری هیزم با تبرش بشکند و آنها را در سبدش جمع آوری کند و در شومینه ی خانه شان بگذارد و به روی خانه شان گرما را آورد تا دخترشان مریض نشود . او به را ه افتاد شروع به شکستن چندین درخت کرد که...
موضوع حذف شده است
لینک ها فقط برای اعضا در دسترس میباشد.لطفا
عضو شوید
و یا
وارد حساب کاربری
خود شوید
موضوع حذف شده است
