بچه خرگوش

وضعیت
موضوع بسته شده است.

M.Bigloyi

گالری چرم ریما
عضو کادر مدیریت
مدیر کل
عضویت
3/10/15
ارسال ها
382
Credits
63
ریال
0ریال
رمان بنده آغاز شد؛آن هم به نام خدا=نام رمان بچه خرگوش* قسمت اول=روزی بود و روزگاری ، روزگاری که در آن غیر از خدای مهربان هیچکس نبود. خرگوش سفیدی به نام ویانا با همسرش خرگوش کویری راه ، راهی زندگی میکرد. زندگی آنها در جنگل خوش آب و هوا با بوته های تمشک و هویج بود. آنان زندگی خوبی داشتند اما این زندگی یک چیز کم داشت خرگوش های قصه ی ما نیازمند داشتن یک بچه ی خرگوش بودند تا به زندگیشان امید ، شادی ، فراز بخشد .آنها سال ها بود که در انتظار حتی اگر شده است که یک بچه خرگوش را دارا شوند خیلی...



موضوع حذف شده است
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
ارسال کننده موضوعات مشابه انجمن پاسخ ها تاریخ
M.Bigloyi آرشیو 0
M.Bigloyi آرشیو 0
M.Bigloyi آرشیو 0
M.Bigloyi آرشیو 0
M.Bigloyi آرشیو 0

موضوعات مشابه


بالا