بچه خرگوش

وضعیت
موضوع بسته شده است.

M.Bigloyi

گالری چرم ریما
عضو کادر مدیریت
مدیر کل
عضویت
3/10/15
ارسال ها
382
Credits
63
ریال
0ریال
ادامه ی رمان بچه خرگوش قسمت ششم :کرم های شبتاب که نورانی بودند او را به سمت راست و در جلو راهنمایی میکردند شاید میخواستند با او سخن بگویند اما خود قادر به ل*ب به سخن گشودن نبودند.
خرگوش کمی ترسید اما به هر حال نگرانی ها را از خود دور میکرد که شاید سبب بلایی برای او شود.
رفتند تا اینکه به محلی که کرم های شبتاب میخواستند رسیدند آنجا در واقع تونلی بود که به صدها تونل دیگر ختم میشد و احتمالا خطرات زیادی در آنجا است ،پس خرگوشک گیج و منگ مانده بود و فقط یک راه انتخاب داشت کرم ها او را راهنمایی...



موضوع حذف شده است
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
ارسال کننده موضوعات مشابه انجمن پاسخ ها تاریخ
M.Bigloyi آرشیو 0
M.Bigloyi آرشیو 0
M.Bigloyi آرشیو 0
M.Bigloyi آرشیو 0
M.Bigloyi آرشیو 0

موضوعات مشابه


بالا